اميرمحمداميرمحمد، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره
امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 18 سال و 1 ماه سن داره
تولد باباتولد بابا، تا این لحظه: 47 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره
امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره
عقد ماعقد ما، تا این لحظه: 21 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره
عروسیعروسی، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره
تولد خودمتولد خودم، تا این لحظه: 47 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

اميرحسین جون و امیرمحمد جون و امیرعلی جونم

خسته ام

سلام امیرمحمدم نمیدونم گفتم یا نه تکیه کلام این روزات آینه خسته ام
8 فروردين 1394

عیدی

سلام بچه ها عیدتان مبارک خوشگلای اولین مهمون عیدم خاله سمانه بود و دیشب بابابزرگ و خاله نرگس اومدن.آخر شبی هم مامانی رو دکتر بردیم که گفت علایم اضطرابه و آمپول داد. الانم داری پیتزا میخورین. راستی امیرمحمدم همش مگه خسته ام😉یا تا برميگردم مگه لالا که بابا بغلش کنه😄دوستون دارم.بووووووس
3 فروردين 1394

عیدتان مبارک

سلام خوشگلای مامان ساعت یک و ربع نصفه شبه و تنها یک ساعت به تحویل سال نو مونده بابا و امیر حسین خوابن امیرمحمدم دو پاهام در حال خوابیده سفره هفت سین رو آماده کردم امیرحسین جونم تخم مرغی آبپز رو رنگ زده و نقاشی کرده امیدوارم سال جدید توام با خوبی و لحظات خوش و موفقیت باشه سلامتی عزیز آمدند ببینیم. خدایا سایه مامان و بابا رو از سرمون کم نکن.بچه هامون سالم و موفق باشن.زندگی آروم و خوبی داشته باشیم.سفری زیارتی بریم.کار و زندگی خاله سمیه رو به راه شه.نی نیامدن سالم باشن با مامان و باباهاشون خوشبخت شن.بابا مهدی سالم و خوشحال باشه تو کارش موفق باشه همه مریض خوب شن.تو کارآموز موفق باشیم و از همه مهمتر ظهور آقا امام زمان رو نزدیک بفرما.آمین .حدا جونم...
1 فروردين 1394